مرتضى مطهرى
67
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نه ، سؤال قهرى و جواب قهرى است ؛ دارد بيان مىكند . براى مأمورين الهى احتياجى نيست كه مثلًا بيايند به افرادى كه محشور و زنده و حاضر در قيامت مىشوند بگويند جنابعالى جزو گناهكاران هستيد يا جزو مطيعان ؟ شما را در كدام صف قرار بدهيم ؟ همانجا با آنچه كه دارند مىشناسند . فوراً يكى را موى پيشانىاش را مىگيرند ، يكى را پايش را مىگيرند ، بستگى دارد كه نوع جرمش چه باشد . آن كه جرمش در سرش بوده ، در مغزش و از فكرش بوده از پيشانىاش مىگيرند . آن كه جرمش در پايش بوده از پايش مىگيرند . آن كه جرمش در دستش بوده از دستش مىگيرند . خودش نشان مىدهد ، احتياج به سؤال ندارد . « فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ انْسٌ وَ لا جانٌّ » در آن روز از گناهش پرسش نمىشود انسى و جنّى ، يعنى آن نوع پرسشى كه نياز به تحقيق داشته باشد نيست . از كجا مىگوييم آن نوع پرسش نفى مىشود ؟ چون بعد مىگويد : « يُعْرَفُ الْمُجْرِمونَ بِسيماهُمْ » اينها از همان سيما شناخته مىشوند ، ديگر احتياجى به سؤال نيست . « فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَ الْاقْدامِ » گروهى را از نواصى [ مىگيرند . ] « ناصيه » در زبان عربى موى جلوى سر را مىگويند . اين كه در وضو مىگويند مسح سر بر ناصيه باشد يعنى بر قسمت جلوى سر باشد . در حديث است : « امْسَحْ عَلى ناصِيَتِكَ » يعنى [ مسح را ] بر روى ناصيه بكش . حتى اگر كمى بالا برود اين ديگر ناصيه نيست . آن ، خلاف احتياط هم هست و مثل مرحوم آقاى بروجردى خيلى احتياط مىكردند كه انسان وقتى مسح مىكشد ، چون تعبير حديث اين است كه « امْسَحْ عَلى ناصِيَتِكَ » و ناصيه همينجا را مىگويند ، روى همينجا باشد ، چون بعضى وقتى مسح مىكشند از [ فرق سر ] شروع مىكنند و آنهايى كه به مقدار كم هم مىكشند ، ديگر به ناصيه نمىرسند . اين ، خلاف احتياط است . اينجا كه دارد : « فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالْاقْدامِ » گروهى را از ناصيهشان و گروهى را از پايشان مىگيرند ، اشاره به اين است كه افراد كه اخذ مىشوند يكجور اخذ نمىشوند . چرا يكجور اخذ نمىشوند ؟ چون هر كدام گناهشان در يك جاست . قلّابشان همان مركز گناهشان است . تكذيب جهنم « هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتى يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمونَ » اين است آن جهنمى كه گناهكاران دروغ مىپنداشتند يعنى نسبت دروغ مىدادند كه اى آقا دروغ است . دروغ دانستن غير از